تدارکات زیر بمباران: ناگفته‌های بانوی فعال پشتیبانی جنگ در دزفول

تدارکات زیر بمباران: ناگفته‌های بانوی فعال پشتیبانی جنگ در دزفول

اهواز – نقش‌آفرینی زنان در سال‌های دفاع مقدس تنها به امدادگری محدود نبود بلکه مدیریت تدارکات، بسته‌بندی اقلام و بازیافت تجهیزات زیر سخت‌ترین بمباران ها، پایه‌های مقاومت مردمی را تقویت کرد.

خبرگزاری مهر، گروه استان ها- فاطمه دقاق نژاد: در تاریخ ملت‌ها، بحران‌ها همواره آزمونی برای سنجش میزان تاب‌آوری جوامع بوده‌اند؛ از جنگ و ناامنی گرفته تا بیماری‌های فراگیر، بلایای طبیعی، مشکلات اقتصادی و آسیب‌های اجتماعی، در چنین شرایطی، زنان به‌عنوان ستون‌های استوار خانواده و کنشگران مؤثر اجتماعی، نقشی بی‌بدیل در مدیریت و عبور از بحران‌ها ایفا کرده‌اند.

تجربه‌های تاریخی نشان داده که هرگاه جامعه با تهدیدی جدی مواجه شده، زنان در صف نخست حفظ آرامش، تقویت امید و سازماندهی امور قرار گرفته‌اند. آنان در کنار ایفای نقش مادری و همسری، مسئولیت‌های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و حتی امدادی را بر عهده گرفته و به یکی از مهم‌ترین ارکان مدیریت بحران تبدیل شده‌اند. در ایران نیز نقش زنان در مواجهه با بحران‌ها، نمونه‌ای برجسته از توانمندی، ایثار و مسئولیت‌پذیری است.

اگر صفحات تاریخ دفاع مقدس را ورق بزنیم، در کنار رشادت رزمندگان در خط مقدم نبرد، به نقش بی‌بدیل زنان ایرانی در پشت جبهه‌ها خواهیم رسید؛ زنانی که با صبر، ایثار و ازخودگذشتگی، ستون‌های مقاومت را استوار نگه داشتند و سهمی ماندگار در پیروزی ملت ایران ایفا کردند. در آن دوران، زنان تنها ناظران جنگ نبودند بلکه به‌عنوان بازیگرانی مؤثر در عرصه‌های مختلف حضور داشتند.

مادرانی که فرزندان خود را راهی جبهه کردند، همسرانی که بار سنگین زندگی را در غیاب مردان خانواده به دوش کشیدند و خواهرانی که با حمایت معنوی از رزمندگان، روحیه مقاومت را زنده نگه داشتند، بخشی از این حماسه بزرگ را رقم زدند. بانوان ایرانی در پشت جبهه‌ها با تهیه و بسته‌بندی اقلام موردنیاز رزمندگان، دوخت لباس، آماده‌سازی مواد غذایی، جمع‌آوری کمک‌های مردمی و حضور در مراکز پشتیبانی جنگ، نقش مهمی در تأمین نیازهای جبهه‌ها داشتند.

بسیاری از آنان در بیمارستان‌ها و مراکز درمانی به‌عنوان پرستار، امدادگر و نیروی داوطلب فعالیت کردند و در درمان مجروحان جنگی از هیچ تلاشی دریغ نکردند. نقش زنان در دفاع مقدس تنها به پشتیبانی محدود نمی‌شد. برخی از بانوان در مناطق عملیاتی و شهرهای درگیر جنگ در کنار نیروهای امدادی و درمانی حضور داشتند و حتی تعدادی از آنان به مقام والای شهادت نائل آمدند.

در ادامه به مناسبت هفته دفاع مقدس گفتگوی خبرنگار مهر با «کفایت حاجی ماست بندی» یکی از بانوان پشتیبانی از جبهه ها در دزفول را ملاحظه می کنید.

تدارکات زیر بمباران: ناگفته‌های بانوی فعال پشتیبانی جنگ در دزفول

وی در معرفی خود اظهار کرد: کفایت حاجی ماست‌بندی، متولد سال ۱۳۴۰ هستم. در زمان دفاع مقدس هشت ساله، سمت پل قدیم و مسجد امام حسین(ع) در دزفول را که دشمن موشک زده بود، ما به آموزش و پرورش رفته بودیم و همزمان امور تربیتی را هم موشک زده بود که دختر دایی‌ام که در آن منطقه بود شهید شد. دختر دایی‌ام را خودم از زیر آوار مسجد امام حسین(ع) درآوردم. باردار بود، غذایش هم روی گاز بود. مادرشوهرم آمد و خودش را می‌زد. وقتی به آنجا آمد و دید همه ما پر از خاک هستیم و اوضاعمان ناجور است.

وی در ادامه خاطرات دوران هشت سال دفاع مقدس بیان کرد: همین طور که به دنبال پیکرها می‌گشتم، چون سقف مسجد کاملاً فرو ریخته بود و سقف خانه‌ آنها هم کاملاً پایین آمده بود، فقط دیدم خانمی کنار علاءالدین است. علاءالدین هم سوی کمی داشت، چون شعله‌اش با گرد و خاک خوابیده بود. وقتی رفتم و آجرها را کنار می‌زدم، دختر دایی‌ام دیدم همین طور نشسته بود. می‌ترسیدم، اما جوان بودم و غرور داشتم. غرور این را داشتم که اگر حتی کوچک‌ترین نفسی داشته باشد، بتوانیم او را نجات دهیم.

این فعال پشتیبانی جبهه درباره انگیزه‌ خود برای ورود به فعالیت‌های تدارکاتی جنگ تصریح کرد: من آن زمان متأهل بودم و هنوز بچه نداشتم اما دو، سه ماهه باردار بودم. شوهرم هم در سد دز مشغول بود، هر چه به آنها می‌گفت می‌خواهم به جبهه بروم، مخالفت می کردند چون مکان فعالیت آنها اضطراری است، باید در محل کار خود فعالیت کنند. وقتی شوهرم سر کار می‌رفت شب‌کاری، عصرکاری، صبح‌کاری دیگر از ما خبر نداشت. فقط زن‌عمویم و برادرشوهرهایم بودند. برادرشوهرم هم جبهه و فرمانده بود. مسجد نزدیک خانه‌ ما بود صبح زود کارهایم را انجام می‌دادم و به مسجد می رفتم. یک بار نخود می‌آوردند، کشمش می‌آوردند، آرد می‌آوردند و می‌گفتند «خمیر کنید و کلوچه درست کنید».

تدارکات زیر بمباران: ناگفته‌های بانوی فعال پشتیبانی جنگ در دزفول

ماست بندی با بیان اینکه دو بار برای غسل شهدا به شهید آباد رفتم درباره کارهایی که در تدارکات انجام می‌داد، اظهار کرد: منطقه‌ ما علی مالک بود، مسجد انصارالله، مسجد کنارخانه ما بود. بسته‌بندی می‌کردیم، قند می‌شکستیم و برایشان بسته‌بندی کوچک می‌کردیم که رزمندگان بتوانند در کوله پشتی‌شان بگذارند. زمانی که نان خشک به ما می‌دادند و آنها را بسته‌بندی می‌کردیم. نخود و کشمش‌ها را به تعداد نفرات بسته‌بندی می‌کردیم. همه‌ اینها را که بسته‌بندی می‌کردیم، ماشین می‌آمد و آنها را می‌برد.

فعالیت با وجود بارداری

این بانوی دزفولی درباره فعالیت در پتو شویی در سد دز عنوان کرد: اوضاع خیلی ناجور شد، صدام روز ششم فوریه اعلام کرد: «الف دزفول» من حامله بودم. شوهرم در سد دز بود، گفت: «تو را نمی‌گذارم، چون سه ماهه حامله هستی، نمی‌گذارم که بروی» اما خبر نداشت که من چه می‌کنم، من هم به او گفتم: «مگر دنیا چه می‌خواهد بشود، باید توشه‌ آخرتی داشته باشم که با خودم ببرم. چرا فداکاری نکنیم. همین طور که شهدا برای ما فداکاری می‌کنند و شرف و آبروی ما را حفظ می‌کنند»، ما هم باید پشتیبان این شهدا باشیم. نه اینکه تک‌تک اسمشان را ببریم. نه زن، نه مرد. هیچ فرقی ندارد. این قدر ما روی این چیزها تعصب داشتیم که شوهرم مرا به سد دز برد.

شستن پتوهای رزمندگان

وی در ادامه گفت: مکان ما نزدیک به استخر سد دز بود. وقتی پتو می‌آوردند اگر نمی‌توانستم دولا پتویی بشوم با پاهایم می‌شستم. تکه‌تکه‌هایی از گوشت و پوست اجساد شهدا را باید با دستانمان از داخل پتوها دربیاوریم و آنها را در کاسه‌ای بگذاریم. نمی‌دانستیم مال کدام عزیز هستند. این پتوهای غرق در خون را می‌شستیم. من نمی‌توانستم آنها را بلند کنم اما آنها را به دخترهای جوان‌تر یا به آقایی می‌دادم که روی طناب آویزان کنند تا خشک بشوند. دور تا دور این استخر بزرگ پتو بود که آنها را می‌شستیم. دل‌هایمان خون بود وقتی این تکه‌تکه‌های جسدها را می‌دیدیم که به پتوها چسبیده بودند. وقتی می‌دیدیم این مخمرهای گوشت که مانده بودند و روی این پتوها تلمبار شده بودند، همه پر از خون بودند و ما آنها را می‌شستیم. آن موقع مایع و این چیزها نبود. اول باید خون‌ها را می‌شستیم، بعد صابون آبی تایدی بود، آنها را روی پتوها می‌گذاشتیم و با پا خوب لگد می‌کردیم تا تمیز بشوند. بعد با کاسه می‌گرفتیم و آنها را می‌شستیم. من آنها را کنار دیوار استخر می‌گذاشتم و با کاسه می‌شستم، چون باردار بودم به این صورت پتو می شستم. مادرشوهرم را قسم داده بودم که چیزی به شوهرم نگوید که من چه کاری دارم انجام می‌دهم.

تدارکات زیر بمباران: ناگفته‌های بانوی فعال پشتیبانی جنگ در دزفول

ماست بندی با مرور خاطرات آن دوران و زمانی که به ماه‌های آخر بارداری رسید، گفت: وقتی عراق اعلام کرد شهر دزفول را بمباران می‌کنیم و با خاک یکسان می‌کنیم. آن موقع دردهای من شروع شد. به بیمارستان یازهرا رفتم، گفتند: «برای چه آمدی. او را در چادری ببرید. اولین زایمانش است، اذیت می‌شود». فرزندی که آن دوران با آن سختی زیر بمباران به دنیا آمد الان دکترای شیمی را دارد. اذانش را برادرشوهر شهیدم در گوشش خوانده. اسم دو تا بچه‌ام را هم شهید محمدعلی دورقی گذاشته است حتی برادرش مسعود دورقی هم جزء اسرا بود، برادرانش هم رزمنده بودند. من با چنین کسانی بچه‌هایم را بزرگ کرده‌ام حتی به دنبال این نرفتم که کاغذی بگیرم و مدرکی داشته باشم.

وی در ادامه با اشاره به خاطرات پتوشویی افزود: ماشین‌های بزرگی پتو می‌آوردند. یادم نیست مسئولشان چه کسی بود. ما در راه خدا برای کمک می‌رفتیم. می‌گفتیم: «فعلاً که ما بچه‌ای نداریم، کاری نداریم، چرا نرویم و کمک نکنیم. ما هم جزء این ملت هستیم». ما هم جزء این مملکت هستیم. خیلی از افراد بودند که در شستن پتو کمک می‌کردند. خانم‌ها از شب یا صبح زود غذایشان را درست می‌کردند و به آنجا می‌آمدند. دیگر ما چادرهایمان را به کمرمان می‌بستیم و شروع به کار می‌کردیم. پتوها را همان جا می‌شستیم و خشک که می‌شدند، آنها را برایشان تا می‌زدیم. یک آقا بود که تمام آنها را بسته‌بندی می‌کرد، وقتی ماشین می‌آمد، آنها را می‌برد. یا پوتین‌هایی را که می‌آوردند، تمیز می‌کردیم و واکس می‌زدیم. پوتین‌هایی را که گرد و خاکی بودند، تمیز می‌کردیم و خاکشان را می‌گرفتیم و واکس می‌زدیم اما آنهایی را که غرق آب و خون بودند، اول می‌شستیم و بعد دمر می‌گذاشتیم تا یکی مثل من که باردار بود، روی یک پتو بنشیند و آنها را واکس بزند و جلوی آفتاب بگذارد. در سد دز تمام این کارها را انجام می‌دادیم.

وی ادامه داد: لباس و ملافه و اورکت را هم به جاهای دیگری می‌فرستادند، یا جاهایی مثل بیمارستان‌ها که تمام چیزها را با هم می‌شستند، یا خشکشویی‌هایی که اورکت‌ها را فی سبیل الله می‌شستند. یا زمانی که برای ما از شهرهای دیگر نان خشک می‌آوردند. نان لواش می‌آوردند ما آنها را تکه‌تکه می‌کردیم و بسته‌بندی می‌کردیم یا تمام داروها را جمع می‌کردیم و ماشینی می‌آمد و آنها را می‌برد. ما فقط بسته‌بندی می‌کردیم. مثلاً استامینوفن‌ها، بتادین، باندها و… همه‌ اینها را مردم به ما می‌دادند. ما تمام آنها را جمع‌آوری می‌کردیم و در کارتن‌های بیسکویت می‌گذاشتیم. حتی آمپول‌ها را هم جدا می‌گذاشتیم. فقط تدارکات غذا نبود، دارو هم بود. نه اینکه فقط در منطقه‌ ما باشد در تمام منطقه‌های دزفول زنان فعالیت داشتند و حتی بچه‌ها و دختران ۷-۹ ساله یا پسرهای هفت ساله را هم با خودشان برای کمک می‌آوردند تا این کارها را یاد بگیرند و فداکاری کنند.

آشپزی برای رزمندگان

وی با اشاره به آشپزی برای رزمندگان گفت: ما در سد دز به جز پتو شستن، حتی غذا هم می‌پختیم. نخودها را پاک می‌کردیم، برنج‌ها را پاک می‌کردیم. دیگر آنها را دست آشپز می‌دادیم. من در حومه‌ دزفول بودم و در شهرک‌ها نبودم. سد دز شهرکی بود و اول جزء دزفول بود. آنجا مکان زندگی من بود. آنجا خانه داشتم، شوهرم همان جا سر کار بود اما من به دزفول رفت و آمد می‌کردم.

تدارکات زیر بمباران: ناگفته‌های بانوی فعال پشتیبانی جنگ در دزفول

این فعال حوزه جنگ در ادامه با اشاره به فعالیت های انقلابی خویش گفت: من حتی در انقلاب هم فعال بودم. کار ما این بود که شعار می‌نوشتیم و افراد دیگر آن را می‌بردند و پخش می‌کردند. آنها مخفیانه این کارها را می‌کردند، ما هم مخفیانه. ما مخفیانه شعاری می‌دادیم یا شعاری در خانه‌ها می‌انداختیم و به جایی می‌رفتیم که مخفی بشویم. همین شعارها و اعلامیه‌ها را لوله می‌کردیم و یواش از لای در خانه‌ها به داخلشان می‌انداختیم. همین طور که چادر سرمان بود، یواش از دم خانه‌ای که رد می‌شدیم، آنها را به داخل خانه می‌انداختیم. آن موقع در خانه‌ها این قدر کیپ نبودند. زیرشان تا اندازه‌ای بلند بود. شب‌ها تا دیر وقت درها باز بودند. آن موقع به خانه همدیگر می‌رفتیم، نان می‌پختیم. مادر من هم نان می‌پخت. ما حتی کوکتل مولوتف هم خودمان درست می‌کردیم. در خانه‌ یکی از دوستانمان درست می‌کردیم. می‌گفت: «بیایید درست کنیم». به او گفتم: «چطور می‌خواهی درست کنی؟ اینها خطرناک هستند» گفت: «مگر می‌خواهیم آنها را به دیوار بزنیم ما شب آنها را به جوان‌ها می‌دهیم و خودشان آنها را به این طرف و آن طرف می‌زنند». ما این کارها را مخفیانه انجام می‌دادیم.

فعالیت های بانوان در جنگ

این بانوی دزفولی در ادامه به نقش پررنگ و با اهمیت زنان در پشتیبانی در هشت سال دفاع مقدس گفت: فقط تربیت فرزند، همسرداری، رسیدگی به امور منزل در غیاب پدر خانواده که در جبهه حاضر بود یا بافتن لباس‌های گرم، دوختن لباس فصل، بسته‌بندی آذوقه و خشکبار برای رزمندگان و… از فعالیت بانوان در دوران جنگ نبود بلکه پرستاری، امدادگری مجروحان جنگ، مدیریت مرکز پشتیبانی جنگ در اهواز، بازدید و سرکشی و رسیدگی به خانواده شهدا و رزمندگانی که در جبهه در حال جنگیدن بودند، نگارش اتفاقات جنگ و از آن بالاتر حضور مستقیم در میدان نبرد در ماه‌های ابتدایی جنگ جزو فعالیت‌های اثرگذار بانوان در هشت سال دوران دفاع مقدس است که برخی از آن‌ها بارها گفته شده و برخی دیگر به درستی روایت نشد. زنانی که برای کمک به جبهه منتظر مهیا شدن فضای مناسب نشدند، بلکه از ابتدا به میدان رفتند و هر کاری که از دستشان برآمد انجام دادند. نقش بانوان به خصوص در پشت جبهه آنچنان مهم و ضروری بود که با وجود کمتر بیان شدن آن نمی‌توان منکر اثرگذاری اش در خط مقدم جبهه شد.

به گزارش خبرنگار مهر، هفته دفاع مقدس از ۳۱ شهریورماه به مناسبت آغاز دفاع مردم ایران در برابر تجاوز عراق و برای پاسداشت رشادت‌ها، ایثارگری‌ها و مقاومت رزمندگان، شهدا و ایثارگران گرامی داشته می‌شود و تا هفتم مهرماه ادامه دارد.

کد مطلب 6954583

  • دزفول؛ شهری که زنانش جنگ را تنها نگذاشتند

  • روایتگران دوران دفاع مقدس گنجینه‌های جنگ هستند

  • عملیات سال‌تحویل ۱۳۶۱ مقدمه آزادی خرمشهر شد/عید جبهه چه‌طور بود؟

  • مازندران؛ سرزمین هزار شمس/ شیرزنانی که عمرشان وقف جنگ شد

  • پايان روزگار سخت كبري افسري / بانوي شيميايي به شهادت رسيد

  • روزگار سخت "كبري افسري"/ دستور فوري استانداري براي مادر شيميايي

  • تلگرام خبرگزاری زیر خبر
  • تلویزیون آن
  • انتصاب مسئول دبیرخانه شورای توسعه قرآنی شرق فارس

  • ایمنی مسیر روانسر به پاوه اولویت توسعه‌ای استان است

  • خدمات جهادی در روستاها به‌صورت مستمر دنبال می‌شود

  • نشست عهد برادری هنرمندان ایرانی و افغانستانی در مشهد برگزار شد

  • تشکیل «گروه‌های پیشرفت» در مدارس منتخب کشور

  • قیمت جهانی نفت باز هم ۳ رقمی شد

  • تقاطع آیت‌الله تاکندی قزوین پس از ۲ سال به بهره‌برداری رسید

  • کریمی: انسداد چاه‌های غیرمجاز با جدیت دنبال می‌شود

  • امکان استفاده از اعتبار مالیاتی برای تکمیل پروژه‌های دانشگاه‌ها

  • قهرمانی: بیش از ۱۰۰ دانش‌آموز در مدرسه شجره طیبه میناب مجروح شدند

  • احتمال شنیدن صدای انفجار در دزفول؛ امحای مهمات دلیل انفجارها

  • محدودیت برای استقلال تبدیل به فرصت شده؛مذاکره برای تمدید باید آغاز شود

  • اقدامات اخیر سازمان اطلاعات سپاه استان ایلام در برخورد با تروریست‌ها

  • اجرای عملیات انفجار کنترل‌شده مهمات درجنوب اصفهان

  • عزاداری شب شهادت حضرت فاطمه معصومه(س)

  • واکنش ترامپ به درخواست برای حمله علیه انصارالله یمن

  • اصغر فرهادی: اکران «داستان‌های موازی» در ایران امکان‌پذیر نیست

  • آماده باش به جانشین فرعباسی برای بازی با تراکتور

  • حجت‌الاسلام نورزاد: وحدت مردم مسیر ایستادگی و مقاومت را هموار می‌کند

  • ادعا و توهم تکراری ترامپ درباره وضعیت ایران

  • روزنامه‌های ورزشی سه‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۵

    روزنامه‌های ورزشی سه‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۵

  • روزنامه‌های اقتصادی سه‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۵

    روزنامه‌های اقتصادی سه‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۵

  • روزنامه‌های صبح سه‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۵

    روزنامه‌های صبح سه‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۵

  • روزنامه‌های ورزشی دوشنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۵

    روزنامه‌های ورزشی دوشنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۵

  • روزنامه‌های اقتصادی دوشنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۵

    روزنامه‌های اقتصادی دوشنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۵

  • خرید اپل ایدی
  • شمش نقره
  • کلینیک ترک اعتیاد تهران
  • دوربین مداربسته
  • مبلمان اداری
  • جراح بینی تهران
  • بلکا
  • جراح بینی در تهران
  • خرید طلای آب شده
  • قیمت موکت
  • تور کربلا
  • استند تسلیت
  • مداحی اربعین
  • مرجع پاسخ معتبر پزشکان
  • فروش مواد شیمیایی
  • قیمت ایمپلنت
  • قطعات لباسشویی
  • آموزشگاه تیزهوشان
  • بلیط هواپیما
  • آموزشگاه زبان ملل
  • قیمت و خرید سمعک نامرئی
  • مهرینو
  • تهران تایمز
  • روزنامه آگاه

Leave a Comment

Are you human? Please solve:Captcha