شکست پروپاگاندای سعودی در پرونده یمن؛ چرا آمریکا، ریاض را همراهی نکرد
- 01 مهر 1405 – 09:36
- اخبار بین الملل
- اخبار آسیای غربی
کارشناس مسائل عربستان گفت: یک سردرگمی واقعی در سیاست ریاض در قبال یمن به چشم میخورد.
بین الملل
«کامران کرمی» در گفتوگو با خبرنگار بینالملل خبرگزاری تسنیم، با اشاره به ادعای عربستان درباره حمله پهپادی انصارالله یمن به مکه مکرمه و تکذیب آن توسط این جنبش گفت: در ادعای عربستان از کلمه «مکه» استفاده شده است تا احساسات مذهبی داخلی و مسلمانان سایر کشورهای جهان علیه انصارالله را تحریک شود، همچنین تأکید بهروی کلمه مکه یادآور پیمان نظامی است که چندی قبل توسط عربستان، ترکیه و پاکستان امضاء و به پیمان مکه مشهور شد، درحقیقت، این ادعا تلاش رسانهای گستردهای بود تا عربستان با بهرهبرداری از جنبههای مذهبی، نظامی و امنیتی آن بتواند موضوع را به گونهای پیش ببرد که مطلوب ریاض است اما این اتفاق به وقوع نپیوست.
شکست پروپاگاندای سعودی درباره یمن؛ انصارالله به پیشروی خود ادامه داد
این کارشناس مسائل عربستان و حوزه خلیج فارس افزود: ما قبلا شاهد چنین خطاها تحلیلی یا جوسازیها بودهایم که بلافاصله عکس ماجرا رونمایی میشد و کاملا نشان میداد، این موضوع پروپاگاندا (جوسازی یا تبلیغات سیاسی با هدف متقاعد کردن مخاطب) است از جمله تحولات اوایل سپتامبر که گفته میشد صنعا به زودی سقوط میکند و بخشی مهمی از مناطق تحت سیطره انصارالله از کنترل این جنبش خارج شدهاست اما اخبار واقعی عکس این ماجرا را نشان داد. انصارالله در بسیاری از مناطق از جمله سواحل غربی یمن به پیشروی خود ادامه میدهد و توانسته این مناطق را به تصرف خود در بیآورد. در مجموع میتوان گفت عربستان نتوانسته با بهره گیری از کلمه مکه آن بازی سیاسی که مد نظرش بود، اجراء کند.
2 عامل عدم همراهی آمریکا با عربستان در جنگ علیه یمن
وی در پاسخ به این سوال که «چرا آمریکا و اروپائیان این بار در ائتلاف نظامی عربستان علیه یمن شرکت نکردند؟» گفت: دو نکته در اینجا وجود دارد. اول، جنگ یمن 11 سال است تداوم دارد. آمریکاییها متوجه این مسئله شدهاند، بخش قابل توجهی از رخدادهای یمن مثل تحولات داخلی و روابط با عربستان مسائلی هستند که بخشی از آن ناشی از قدرتی بود که ریاض در یمن تشکیل داد لذا نمیخواهند خودشان را درگیر پرونده یمن کنند. این درحالی است آمریکاییها پرونده باز شدهای به نام ایران دارند.
دومین نکته این است آمریکا بر اساس منطق معامله گرانه خودش به این نتیجه رسیده که میتواند با انجام توافقات دوجانبه بحرانهای منطقهای را کنترل کنند. آمریکاییها در سال 2024 توافقنامهای با حوثیها ( انصارالله ) امضاء کردند که در اثر آن توانستند شناورهایشان را از هدفگیری در تنگه باب المندب و دریای سرخ نجات دهند.
این تحلیلگر منطقه با بیان اینکه بحران یمن به دلیل مسائل داخلی این کشور جذابیت چندانی برای آمریکا ندارد، اظهار داشت: آمریکاییها معتقدند اگر واشنگتن به بحثهای داخلی یمن ورود پیدا کند نه تنها موفقتی بدست نمی آورد بلکه این موضوع می تواند با راهبرد کاهش حضور نظامی در غرب آسیا در تضاد باشد البته در اینجا باید گفت دو نکته مطرح شده مهم ترین عامل عدم همراهی آمریکا با عربستان در ائتلاف نظامی علیه یمن محسوب میشود.
تأثیر متقابل تنگه هرمز و بابالمندب بر سیاستهای واشنگتن
کرمی در پاسخ به پرسش دیگری مبنی براینکه «شما به موضوع ایران اشاره کردید این موضوع چقدر میتواند در تصمیمگیری آمریکا در عدم ورود نظامی به پرونده یمن موثر باشد؟» گفت: در شرایط کنونی بستن تنگه هرمز میتواند برتنگه باب المندب تاثیرگذار باشد و حتی این تاثیر را گذشته است. در سال 2023 مسئله دریای سرخ برای آمریکا به یک بحران تبدیل شده بود . در شرایط کنوین آمریکاییها نمیخواهند تصمیمی اتخاد کنند که به بسته شدن دو تنگه (هرمز و باب المندب) منجر و مسئله انتقال نفت و تجارت جهانی با مشکل روبرو شود.
انصارالله: انقلاب 21 سپتامبر یمن را به بازیگر منطقهای تبدیل کرد
وی افزود: این شرایط سبب شده آمریکاییها اقدامی را فراتر از آنچه مدنظرشان است، انجام ندهند البته ممکن است حملات نمادینی انجام دهند اما سیاست واشنگتن این است با مذاکره دوجانبه میکوشند شناورهای آمریکایی را از هدف قرار گرفتن توسط انصارالله دور نگه دارد چرا که در غیر این صورت تنش افزایش پیدا میکند و به دنبال آن هزینههای انتقال انرژی و تجارت جهانی بالا میرود. بنابراین، تنگه هرمز بر تنگه باب المندب و این تنگه بر هرمز تاثیر متقابل دارد. در حقیقت، هرگونه تنش در تنگه باب المندب سبب میشود جبهه باز شده ایران ( بستن شدن تنگه هرمز) به جبهه خیلی گسترده تر تبدیل شود که یک سر آن تنگه هرمز و سر دیگر آن دریای سرخ و شمال آفریقا خواهد بود.
سردرگمی ریاض در قبال یمن / چرا عربستان با راهکار نظامی قادر به حل پرونده یمن نیست؟
این کارشناس عربستان درباره سردرگمی و آشفتگی در سیاست عربستان در قبال یمن گفت: یک سردرگمی واقعی در سیاست ریاض در قبال یمن به چشم میخورد و عامل آن، پافشاری عربستان بر راهکار نظامی – امنیتی برای حل و فصل بحران یمن است. در اینجا باید گفت که تحولات 11 سال گذشته نشان داده عربستان با تشکیل ائتلافهای گسترده و حتی با ورود مستقیم به بحران و یا خرید پیشرفته ترین سلاحها نتوانسته بحران یمن را حل و فصل کند.
وی با پیش بینی اینکه عربستان طی سالهای آینده نمیتواند از طریق نظامی به بحران یمن پایان دهد، اظهار داشت: این ناتوانی به دلیل چند موضوع است: اول آنکه مسئله یمن پیچیدگیهای داخلی بسیار گسترده دارد ، در این کشور قطبهای قدرتی وجود دارد که الزاما با فشار عربستان بر حول یک محور شکل نخواهند گرفت.
همکاری پنهان تسلیحاتی ترکیه با عربستان در اثنای جنگ یمن
مسئله دوم این است شما به موازات اینکه بازیگران دیگری را وارد تحولات یمن میکنید از همانجا اختلافات بعدی شکل میگیرد. ما اختلافاتی که بین عربستان و امارات در سال 2018 در خصوص شورای انتقالی جنوب به وجود آمد، پیش روی خود داریم که سرانجام آن به خروج امارات از یمن منجر شد، این درحالی بود ابوظبی نزدیکترین متحد ریاض به شمار میرفت.
بدعهدی ریاض در توافق با انصارالله؛ راهبرد اشتباهی که بحران یمن را پیچیدهتر کرد
کرمی عدم پایبندی عربستان به توافق خود با انصارالله را سومین مسئله دانست و گفت: توافقی که درسال 2023 شکل گرفت ریاض به این توافق عمل نکرد. در این توافق دو طرف پذیرفتند محاصره بندر الحدیده پایان یابد، کمکهای بشردوستانه ارسال و مسئله تامین بودجه مناطق تحت کنترل انصارالله روشن شود اما هیچ کدام اینها عملیاتی نشد لذا تداوم بحران یمن علاوه بر مسئله سردرگمی ریاض، ناشی از یک راهبرد اشتباهی بود که سعودیها از روز اول در قبال یمن تعریف کردند و پیش بینی نمیکردند این بحران به این شدت پیچیده شود.
انتهای پیام/